3 - اين حديث نيز مشهور است و در بسيارى از منابع اهل سنت نقل شده كه فرمود :
مثلى و مثل الانبياء كمثل رجل بنى بنيانا فاحسنه و اجمله ، فجعل الناس يطيفون به يقولون ما رأينا بنيانا احسن من هذا الا هذه اللبنة ، فكنت انا تلك اللبنة :
« مثل من در مقايسه با انبياء پيشين همانند مردى است كه بنائى بسيار زيبا و جالب بسازد ، مردم گرد آن بگردند و بگويند بنائى زيباتر از اين نيست جز اينكه جاى يك خشت آن خالى است و من همان خشت آخرينم » ! اين حديث در صحيح مسلم به عبارات مختلف و از روات متعدد نقل شده ، حتى در يك مورد در ذيل آن اين جمله آمده است :
و انا خاتم النبيين .
و در حديث ديگرى در ذيل آن مىخوانيم :
جئت فختمت الانبياء :
« آمدم و پيامبران را پايان دادم » ( 1 ) .
و نيز در صحيح بخارى ( كتاب المناقب ) و مسند احمد حنبل ، و صحيح ترمذى ، و نسايى و كتب ديگر نقل شده ، و از احاديث بسيار معروف و مشهور است و مفسران شيعه و اهل سنت مانند طبرسى در مجمع البيان و قرطبى در تفسيرش ذيل آيه مورد بحث آوردهاند .
4 - در بسيارى از خطبههاى نهج البلاغه نيز خاتميت پيامبر اسلام ص صريحا آمده است از جمله در خطبه 173 در توصيف پيامبر اسلام ص چنين مىخوانيم :
امين وحيه و خاتم رسله و بشير رحمته و نذير نقمته :
« او ( محمد ) امين وحى خدا ، و خاتم پيامبران ، و بشارت دهنده رحمت و انذار كننده از عذاب او بود » .
و در خطبه 133 چنين آمده است :
ارسله على حين فترة من الرسل ، و تنازع من الالسن ، فقفى به الرسل و ختم به الوحى :
« او را پس از يك دوران
هامش
( 1 ) صحيح مسلم جلد 4 صفحه 1790 و 1791 ( باب ذكر كونه ( ص ) خاتم النبيين از كتاب الفضائل ) .