برد ، لذا بجاى آن چنين تعبيرى را آورده است .
در اينجا جمعى از مفسران مانند « فخر رازى » و « آلوسى » به بيان اين سخن پرداختهاند كه آيا به راستى فرعون اين دستور خود را در زمينه ساختن كاخ آسمان خراشش عملى ساخت يا نه ؟
ظاهرا چيزى كه فكر اين مفسران را به خود مشغول داشته اين است كه به هيچ حساب اين كار عاقلانه نبوده است ، مگر مردم بالاى كوهها نرفته بودند و منظره آسمان را همانگونه كه بر روى زمين است نديده بودند ؟ كاخى كه به دست بشر ساخته مىشود از كوه مرتفعتر است ؟ كدام احمق باور مىكرد كه از بالاى چنين كاخى بتوان به آسمان دست يافت ؟ ! ولى آنها كه چنين مىانديشند از اين نكته غافلند كه اولا سرزمين مصر كوهستانى نبود ، و از اين گذشته ساده لوحى تودههاى مردم آن زمان را فراموش كردهاند كه چگونه ممكن بود آنها را با اين مسائل اغفال كرد و فريب داد ؟ حتى در عصر و زمان ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است مسائلى مىبينيم كه شباهت به اين فريب و نيرنگها دارد .
به هر حال طبق بعضى از تواريخ ، « هامان » دستور داد تا زمين وسيعى براى اين كاخ و برج بلند در نظر گيرند ، و پنجاه هزار مرد بناء و معمار براى اين كار گسيل داشت ، و هزاران نفر كارگر براى فراهم آوردن وسائل كار مامور كرد ، درهاى خزانه را گشود و اموال زيادى در اين راه مصرف كرد و كارگران زيادى به كار گمارد ، به طورى كه در همه جا سر و صداى اين برج عظيم پيچيد .
هر قدر اين بنا بالاتر و بالاتر مىرفت ، مردم بيشتر به تماشاى آن مىآمدند ، و در انتظار اين بودند كه فرعون با اين بنا چه خواهد كرد .
بنا بقدرى بالا رفت كه بر تمام اطراف مسلط شد ، بعضى نوشتهاند معماران آن را چنان ساختند كه از پلههاى مارپيچ آن مرد اسب سوارى مىتوانست بر فراز برج
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٧