است اشاره به همين معنى باشد .
نكتهها :
1 - « جهاد » و « اخلاص »
از آيه فوق به خوبى استفاده مىشود كه هر گونه شكست و ناكامى نصيب ما شود معلول يكى از دو چيز است : يا در جهاد كوتاهى كردهايم ، و يا اخلاص در كار ما نبوده است ، و اگر اين دو با هم جمع شود بنا به وعده مؤكد الهى ، پيروزى و هدايت حتمى است .
و اگر درست بينديشيم مىتوانيم سرچشمه مشكلات و مصائب جوامع اسلامى را در همين امر پيدا كنيم .
چرا مسلمانان پيشرو ديروز ، امروز عقب ماندهاند ؟
چرا دست نياز در همه چيز حتى در فرهنگ و قوانين خويش به سوى بيگانگان دراز مىكنند ؟
چرا براى حفظ خود در برابر طوفانهاى سياسى و هجومهاى نظامى بايد به ديگران تكيه كنند ؟
چرا يك روز ديگران ريزه خوار خوان نعمت علم و فرهنگ آنها بودند اما امروز بايد بر سر سفره ديگران بنشينند ؟
و بالآخره چرا در چنگال ديگران اسيرند و سرزمينهاى آنها در اشغال متجاوزان ؟ ! تمام اين « چراها » يك پاسخ دارد و آن اينكه يا جهاد را فراموش كردهاند و يا نيتها آلوده شده است .
آرى جهاد در صحنههاى علمى و فرهنگى و سياسى و اقتصادى و نظامى به دست فراموشى سپرده شده ، حب نفس و عشق به دنيا و راحت طلبى و كوته نگرى و اغراض