( * ( أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّه يَكْفُرُونَ ) * ) .
كوتاه سخن اينكه خداوندى كه مىتواند در ميان يك سرزمين گسترده بحرانى ، كه جمعى از مردم نيمه وحشى در آن سكونت دارند يك منطقه كوچك را در امنيت فرو برد چگونه نمىتواند انسانهاى مؤمن را در ميان انبوهى كافر و بى ايمان حفظ كند ؟
پس از ذكر اين دليل روشن در آيه بعد چنين نتيجه گيرى و جمعبندى مىكند : « آيا كسى ظالمتر از آنها كه بر خدا دروغ مىبندند ، يا حق را پس از آن كه به سراغشان آمد انكار مىكنند پيدا مىشود » ؟ ! ( * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ ) * لما جاءه ) .
ما دلائل آشكارى براى شما اقامه كرديم كه جز « اللَّه » شايسته پرستش نيست اما شما بر خدا دروغ مىبنديد و شريكانى براى او مىتراشيد ، و حتى مدعى هستيد كه اين يك برنامه الهى است ! از سوى ديگر قرآنى بر شما نازل كرديم كه نشانههاى حق در آن لائح است ، اما شما همه اينها را ناديده گرفته و پشت سر افكنديد ، آيا ظلم و ستمى از اين برتر تصور مىشود ؟ ظلم بر خويشتن ، و ظلم بر همه انسانها ، چرا كه شرك و كفر ظلم عظيم است .
به تعبير ديگر آيا ظلم به معنى وسيع كلمه جز انحراف و خارج ساختن چيزى از محل شايسته اش مىباشد ؟ آيا بدتر از اين پيدا مىشود كه انسان يك مشت سنگ و چوب بىارزش را همرديف خالق آسمانها و زمين قرار دهد ؟
بعلاوه شرك خمير مايه همه مفاسد اجتماعى است و ستمهاى ديگر در واقع از آن سرچشمه مىگيرد ، هواپرستى ، مقامپرستى ، و دنياپرستى هر كدام نوعى از شرك است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٧