تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
در مواردى گفته مىشود كه انسان كارى ما فوق انتظار طرف انجام داده و او از آن غافل است يا خود را به غفلت مىزند . مثلا مىگويد چرا فلان خدمت را به من نكردى و ما انگشت روى خدمت بزرگترى مىگذاريم كه او آن را ناديده گرفته و مىگوئيم آيا كافى نيست كه ما چنين خدمت بزرگى به تو كرديم ؟ ! از همه اينها گذشته معجزه بايد هماهنگ با شرائط زمان و مكان و چگونگى دعوت پيامبر باشد ، پيامبرى كه آئينش جاودانى است بايد معجزه جاودانى داشته باشد . پيامبرى كه دعوتش جهانگير است و بايد قرون و اعصار آينده را نيز در بر گيرد بايد معجزه روحانى و عقلانى روشنى داشته باشد كه فكر همه انديشمندان و صاحبخردان را به سوى خود جذب كند . مسلما براى چنين هدفى قرآن مناسب است ، نه عصاى موسى و يد بيضا . و در پايان آيه براى تاكيد و توضيح بيشتر مىگويد : « در اين كتاب آسمانى هم رحمت بزرگى نهفته است و هم تذكر گويايى ، براى كسانى كه ايمان مىآورند » ( * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * ) . آرى قرآن هم رحمت است و هم وسيله يادآورى ، اما براى گروه با ايمان براى آنها كه درهاى قلب خود را به روى حقيقت گشوده‌اند ، براى آنها كه طالب نورند و خواهان پيدا كردن راه ، آنها اين رحمت الهى را با تمام وجود خود احساس مىكنند و در پرتو آن آرامش مىيابند ، آنها هر بار كه آيات قرآن را مىخوانند تذكر تازه اى مىيابند . ممكن است فرق ميان « رحمت » و « ذكرى » اين باشد كه قرآن تنها يك معجزه و مايه تذكر نيست ، بلكه علاوه بر آن مملو است از برنامه‌ها و قوانين رحمت آفرين و دستورهاى تربيتى و انسانساز ، فى المثل عصاى موسى تنها معجزه بود ولى در زندگى روز مره مردم اثرى نداشت اما قرآن هم معجزه است و هم