نخست مىگويد : به آنها « بگو معجزه كار من نيست كه با تمايلات شما انجام گيرد ، معجزات همه نزد خدا است » ( * ( قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللَّه ) * ) .
او مىداند چه معجزه اى با چه زمانى و براى چه اقوامى متناسب است ، او مىداند چه افرادى در صدد تحقيق و پى جويى حقند و بايد خارق عادات به آنها نشان دهد ، و چه افرادى بهانه گيرند و دنبال هواى نفس ؟
و بگو « من فقط انذار كننده و بيم دهنده آشكارم » ( * ( وَإِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ) .
تنها وظيفه من انذار و تبليغ است و بيان كلام خدا ، اما ارائه معجزات و خارق عادات تنها به اختيار ذات پاك او است ، اين يك پاسخ .
پاسخ ديگر اينكه : « آيا همين اندازه براى آنها كافى نيست كه ما اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مىشود » ( * ( أَ وَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ ) * ) .
آنها تقاضاى معجزات جسمانى مىكنند ، در حالى كه قرآن برترين معجزه معنوى است .
آنها تقاضاى معجزه زود گذرى دارند در حالى كه قرآن معجزه اى است جاويدان ، و شب و روز آياتش بر آنها خوانده مىشود .
آيا امكان دارد انسانى درس نخوانده - و حتى اگر فرضا درس خوانده بود - كتابى با اين محتوا و اين جاذبه عجيب كه فوق توانايى انسانها است بياورد و عموم جهانيان را دعوت به مقابله كند و همه در برابر آن عاجز و ناتوان بمانند ؟ ! اگر راستى منظور آنها معجزه است ما به وسيله نزول قرآن بيش از آنچه آنها تقاضا دارند در اختيارشان گذاردهايم ، ولى نه ، آنها حق طلب نيستند ، بهانه جو هستند .
بايد توجه داشت كه جمله * ( أَ وَلَمْ يَكْفِهِمْ ) * ( آيا براى آنها كافى نيست ؟ ) معمولا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٦