تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
تعبير بيشتر در مورد مفاسد اخلاقى گفته مىشود ، بنا بر اين ذكر كلمه « مفسدين » بعد از آن جنبه تاكيد دارد . اما آن گروه بجاى اينكه اندرزهاى اين مصلح بزرگ را به گوش جان بشنوند در مقام مخالفت برآمده « او را تكذيب كردند » ( * ( فَكَذَّبُوه ) * ) . « اين عمل سبب شد كه زلزله شديدى آنها را فرو گرفت » ! ( * ( فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ ) * ) . « و آنها بر اثر اين حادثه در خانه‌هاى خود به رو افتادند و مردند » ! ( * ( فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ ) * ) . « جاثم » از ماده « جثم » ( بر وزن چشم ) به معنى نشستن روى زانو ، و توقف در يك مكان است ، بعيد نيست اين تعبير اشاره به آن باشد كه آنها در موقع وقوع اين زلزله شديد در خواب بودند ، ناگهان به پا خاستند ، همين كه بر سر زانو نشستند حادثه به آنها مهلت نداد و با فرو ريختن ديوارها و صاعقه اى كه با آن زلزله مرگبار همراه بود ، جان خود را از دست دادند ( 1 ) . آيه بعد سخن از قوم « عاد » و « ثمود » مىگويد ، بى آنكه از پيامبر آنها ( هود و صالح ) ، و گفتگوهايشان با اين دو قوم سركش سخنى به ميان آورد ، چرا كه اقوامى بودند شناخته شده و داستان پيامبرشان در آيات ديگر قرآن كرارا آمده است ، مىفرمايد : « ما طايفه عاد و ثمود را هلاك كرديم » ( * ( وَعاداً وَثَمُودَ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) شرح ماجراى دردناك قوم « شعيب » در ذيل آيات 84 تا 95 سوره هود ( جلد نهم صفحه 199 تا 221 ) آمده است . ( 2 ) عادا و ثمود مفعول فعل « اهلكنا » است كه در تقدير است و از آيه قبل استفاده مىشود و بعضى آن را مفعول « اذكر » دانسته‌اند .