خويشاوندى با اقوامشان نيز داشتند .
« مدين » شهرى است در جنوب غربى اردن كه امروز به نام « معان » خوانده مىشود ، در شرق « خليج عقبه » قرار گرفته ، و حضرت شعيب و قومش در آنجا مىزيستند ( 1 ) .
« شعيب » مانند ساير پيامبران بزرگ خدا دعوت خود را از اعتقاد به مبدأ و معاد كه پايه و اساس هر دين و آئين است آغاز كرد ، « گفت اى قوم من ! خدا را بپرستيد و به روز قيامت اميدوار باشيد » ( * ( فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه وَارْجُوا الْيَوْمَ الآخِرَ ) * ) .
ايمان به مبدأ سبب مىشود كه انسان احساس مراقبت دقيقى به طور دائم از ناحيه پروردگار بر اعمال خود داشته باشد ، و ايمان به معاد انسان را به ياد دادگاه عظيمى مىاندازد كه همه چيز بى كم و كاست در آن مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
اعتقاد به اين دو اصل مسلما در تربيت و اصلاح انسان تاثير فوق العاده اى خواهد داشت .
دستور سوم « شعيب » يك دستور جامع عملى بود كه تمام برنامههاى اجتماعى را در برمىگيرد گفت : « سعى در فساد در زمين مكنيد » ( * ( وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ) * ) .
فساد مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه نابسامانى و ويرانگرى و انحراف و ظلم را در بر مىگيرد و نقطه مقابل آن صلاح و اصلاح است كه تمام برنامههاى سازنده در مفهوم آن جمع است .
« تعثوا » از ماده « عثى » به معنى توليد فساد كردن است ، منتها اين
هامش
( 1 ) در باره « مدين » شرح مبسوطى ذيل آيه 23 سوره قصص در همين جلد از تفسير نمونه داشتيم .