تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
كه گفتيم ابراهيم اين سؤال را تنها براى كسب اطمينان بيشتر مطرح كرد ( دقت كنيد ) . گفتگوى فرشتگان با ابراهيم در اينجا پايان گرفت و آنها روانه ديار لوط ع شدند . قرآن مىگويد : « هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند از ديدن آنها اندوهگين و بىطاقت شد » ( * ( وَلَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً ) * ) . تمام ناراحتى او از اين بود كه آنها را نمىشناخت ، آنها به صورت جوانانى خوش قيافه بودند ، و آمدن چنين ميهمانانى در چنان محيط آلوده اى ، ممكن بود براى لوط موجب دردسر و احتمالا آبروريزى نزد ميهمانان شود ، لذا سخت در فكر فرو رفت كه عكس العمل قوم گمراه و ننگين و بى شرم در برابر اين ميهمانان چه خواهد بود ؟ ! « سيئ » از ماده « ساء » به معنى بد حال شدن است ، و « ذرع » به معنى « قلب » يا خلق است ، بنا بر اين « * ( ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً ) * » يعنى دلتنگ و ناراحت شد . بعضى از مفسران گفته‌اند كه اين كلمه در اصل به معنى « فاصله ميان دستهاى شتر هنگام راه رفتن » است ، و از آنجا كه هر گاه بار سنگينى بر پشت او بگذارند ، فاصله گامهاى خود را كمتر و تنگتر مىكند ، اين جمله ( ضاق ذرعا ) به عنوان كنايه از حادثه سنگين و طاقتفرسا ذكر مىشود . ولى ميهمانان كه ناراحتى او را درك كردند به زودى خود را معرفى نموده و او را از نگرانى بيرون آوردند : « گفتند : نترس ، و غمگين مباش ( كارى از اين بيشرمان ساخته نيست ، و به زودى همگى نابود خواهند شد ) ما تو و خانواده ات را نجات خواهيم داد ، جز همسرت كه در ميان آنها مىماند » ( و هلاك مىشود )