( * ( وَقالُوا لا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ ) * ) .
البته از آيات سوره هود به خوبى استفاده مىشود هنگامى كه آن قوم بىآزرم از وجود ميهمانهاى لوط ع با خبر شدند به سرعت به سراغ او آمدند و در نظر داشتند مزاحم آنان شوند ، لوط كه هنوز فرشتگان را نشناخته بود ، سخت ناراحت شد گاه با توسل به نصيحت ، و گاه به تهديد ، و گاه از طريق تحريك و جدان آنها كه آيا يك مرد رشيد در ميان شما وجود ندارد ؟ ! و گاه از طريق پيشنهاد ازدواج دخترانش با آنها ، خواست آنان را از اين كار بازدارد ، اما اين بيشرمان به هيچ چيز قانع نبودند و تنها به هدف ننگين خود مىانديشيدند ! ولى رسولان پروردگار خود را به لوط ع معرفى كرده و از طريق اعجاز الهى چشمان آن قوم مهاجم را نابينا ساختند و آب سردى بر قلب سوخته اين پيامبر بزرگ ريختند ( 1 ) .
قابل توجه اينكه رسولان پروردگار به لوط گفتند : « نترس » و « غمگين مباش » در اينكه ميان اين دو كلمه ( خوف و حزن ) چه تفاوتى وجود دارد در تفسير الميزان چنين آمده كه « خوف » در مورد حوادث ناگوار احتمالى است و « حزن » در موارد قطعى .
بعضى « خوف » را مربوط به حوادث آينده مىدانند ، و « غم » را متعلق به حوادث گذشته .
اين احتمال نيز وجود دارد كه « خوف » در مورد مسائل « خطرناك » است اما غم مربوط به حوادث « دردناك » ، هر چند خطرى در آن وجود نداشته باشد .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه بر طبق آيات سوره هود ، ترس و اندوه
هامش
( 1 ) شرح اين ماجرا را در جلد 9 صفحه 178 به بعد ذيل آيات 77 تا 81 سوره هود بيان كرديم .