بهره مندند و رفاه اجتماعى قابل ملاحظه اى دارند ، در اينجا جاذبه نيرومند مرموزى آنها را به سوى اين نوع زندگى مىكشاند كه به قيمت زير پا نهادن همه اصولى كه به آن اعتقاد دارند و به قيمت تن دادن به ذلت وابستگى چنان زندگى را براى خود و جامعه خويش فراهم سازند ، اين نيز يك نوع آزمون است .
مصيبتها ، درد و رنجها ، جنگ و نزاعها ، قحطى و گرانى و تورم ، حكومتهاى خودكامه ، كه انسانها را به بردگى و اسارت خود دعوت مىكنند و آنها را به تسليم در برابر برنامههاى طاغوتى خود فرا مىخوانند ، و بالآخره امواج نيرومند هواى نفس و شهوت ، هر يك از اينها وسيله آزمايشى است بر سر راه بندگان خدا ، و در همين صحنهها است كه ايمان و شخصيت و تقوى و پاكى و امانت و آزادگى افراد مشخص مىشود .
اما براى پيروزى در اين آزمونهاى سخت ، جز تلاش و كوشش مستمر و تكيه بر لطف خاص پروردگار راهى نيست .
جالب اينكه در حديثى كه در اصول كافى از بعضى از معصومين در تفسير آيه * ( أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) * آمده چنين مىخوانيم :
يفتنون كما يفتن الذهب ، ثم قال يخلصون كما يخلص الذهب ! :
« آزمايش مىشوند همانگونه كه طلا در كوره آزمايش مىشود ، و خالص مىشوند همانگونه كه فشار آتش ناخالصيهاى طلا را از بين مىبرد و آن را خالص مىكند » ( 1 ) .
به هر حال عافيتطلبانى كه گمان مىكنند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند در صف مؤمنان قرار مىگيرند و در اعلى عليين بهشت همنشين پيامبران و صديقين و شهداء خواهند بود سخت در اشتباهند .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » طبق نقل تفسير نور الثقلين ج 4 ص 148 .