بديهى است خدا همه اينها را مىداند ، حتى قبل از خلقت انسانها ، منظور از علم در اينجا همان تحقق عينى مسائل و وجود خارجى آنها است ، و به تعبير ديگر ظهور آثار و شواهد عملى است ، يعنى بايد علم خدا در باره اين گروه عملا در خارج پياده شود ، و تحقق عينى يابد ، و هر كس آنچه را در درون دارد بيرون ريزد ، اين است معنى « علم » هنگامى كه در اين گونه موارد در مورد خداوند به كار مىرود .
دليل اين مساله نيز روشن است زيرا نيات درونى و صفات باطنى تا در عمل انسان تحقق و عينيت پيدا نكند ثواب و جزا و كيفر مفهوم ندارد .
آزمايش براى تحقق بخشيدن به نيات و صفات درونى است .
و به عبارت ديگر اين عالم همچون يك « دانشگاه » يا يك « مزرعه » است ( اين تشبيهات در متون احاديث اسلامى وارد شده ) برنامه اين است كه در دانشگاه استعدادها شكوفا گردد ، لياقتها پرورش يابد ، و آنچه در مرحله « قوه » است به « فعليت » برسد .
بايد در اين مزرعه نهاد بذرها ظاهر گردد ، و از درون آنها جوانهها بيرون آيد ، جوانهها سر از خاك بردارند ، پرورش يابند ، نهال كوچكى شوند و سرانجام درختى تنومند و بارور ، و اين امور هرگز بدون آزمايش و امتحان ممكن نيست .
و از اينجا مىفهميم كه آزمايشهاى الهى نه براى شناخت افراد است ، بلكه براى پرورش و شكوفايى استعدادها است .
بنا بر اين اگر ما آزمايش مىكنيم براى كشف مجهولى است ، اما اگر خداوند آزمايش مىكند براى كشف مجهول نيست كه علمش به همه چيز احاطه دارد بلكه براى پرورش استعدادها و به فعليت رسانيدن قوهها است ( 1 ) .
هامش
( 1 ) توضيح بيشتر در مورد آزمايش الهى و جوانب مختلف اين موضوع در جلد اول ذيل آيه 157 سوره بقره بيان شده است .