« حكم و حاكميت در جهان تكوين و تشريع مخصوص ذات پاك او است » ( * ( لَه الْحُكْمُ ) * ) .
« و بازگشت همه شما ، سرانجام به سوى او است » ( * ( وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ) .
توصيفهاى سه گانه اخير مىتواند دليلى بر اثبات توحيد و ترك هر گونه بتپرستى باشد كه در توصيف اول آمده است .
زيرا هنگامى كه ما همه فانى هستيم و بقا منحصر به او است .
و هنگامى كه تدبير نظام هستى و حاكميت متعلق به او است .
و هنگامى كه بازگشت همه ما در قيامت به سوى او است ، معبودهاى ديگر چه نقشى مىتوانند داشته باشند ؟ و چه چيز جز او قابل پرستش است ؟
مفسران بزرگ در تفسير جمله « * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * » مطالب گوناگونى دارند كه بر محور تفسير « وجه » و كلمه « هالك » دور مىزند .
زيرا « وجه » از نظر لغت به صورت و قسمتى از بدن كه روبروى انسان قرار دارد گفته مىشود ، اما هنگامى كه در مورد پروردگار به كار رود به معنى ذات پاك او است .
واژه « هالك » از ماده « هلاك » به معنى مرگ و نابودى است .
بنا بر اين جمله فوق اشاره به فناى همه موجودات جز ذات پاك او مىكند ، نه تنها فناى بعد از پايان اين جهان ، كه الان هم در برابر او فانى و هالكند ! چرا كه موجودات امكانى وابسته به ذات پاك او هستند ، و لحظه به لحظه فيض وجود را از او مىگيرند ، در ذات خود چيزى ندارند و هر چه دارند از خدا است ، كه اگر « نازى كند يك دم فرو ريزند قالبها » ! گذشته از اين ، موجودات اين جهان همه متغيرند و در معرض دگرگونيها حتى طبق عقيده حركت جوهرى ذات آنها عين تغيير و دگرگونى است ، و مىدانيم حركت و تغيير به معنى فانى شدن و نو گشتن دائمى است ، در هر لحظه اى موجودات
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٠