درسى براى همگان شد ، كه شرح اين ماجرا را در آيات مورد بحث مىخوانيم .
نخست مىگويد : « قارون از قوم موسى بود اما بر آنها ستم و ظلم كرد » ( * ( إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ ) * ) .
علت اين بغى و ظلم آن بود كه ثروت سرشارى به دست آورده بود ، و چون ظرفيت كافى و ايمان قوى نداشت ، اين ثروت فراوان او را فريب داد و به انحراف و استكبار كشانيد .
قرآن مىگويد : « ما آن قدر اموال و ذخائر و گنج به او داديم كه حمل خزائن او براى يك گروه زورمند ، مشكل بود » ( * ( وَآتَيْناه مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَه لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ ) * ) .
« مفاتح » جمع « مفتح » ( بر وزن مكتب ) به معنى محلى است كه چيزى را در آن ذخيره مىكنند ، مانند صندوقهايى كه اموال را در آن نگهدارى مىنمايند .
به اين ترتيب مفهوم آيه چنين مىشود كه قارون آن قدر طلا و نقره و اموال گرانبها و قيمتى داشت كه صندوق آنها را ، گروهى از مردان نيرومند به زحمت جابجا مىكردند .
و با توجه به اينكه « عصبه » به معنى جماعتى است كه دست به دست هم دادهاند و نيرومندند و همچون اعصاب يكديگر را گرفتهاند روشن مىشود كه حجم جواهرات و اموال گرانقيمت قارون چقدر زياد بوده است ( بعضى مىگويند « عصبه » به ده نفر تا چهل نفر مىگويند ) .
جمله « تنوء » از ماده « نوء » به معنى قيام كردن با زحمت و سنگينى است و در مورد بارهاى پر وزنى به كار مىرود كه وقتى انسان آن را حمل مىكند از سنگينى او را به اين طرف و آن طرف متمايل مىسازد ! آنچه در بالا در مورد تفسير « مفاتيح » گفتيم چيزى است كه گروه عظيمى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٣