و گزينش امام معصوم از سوى خدا تفسير شده است ، و جمله « * ( ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ) * » ( آنها اختيارى در اين زمينه ندارند ) نيز بر همين معنى تطبيق شده و اين در واقع از قبيل بيان مصداق روشن است ، چرا كه مساله حفظ دين و آئين ، و انتخاب رهبر معصوم براى اين هدف ، جز از ناحيه خدا ممكن نيست ( 1 ) .
آيه بعد كه سخن از علم گسترده خداوند مىگويد در حقيقت تاكيدى است و يا دليلى است براى آنچه در آيه قبل از اختيار گسترده خداوند بيان شد ، مىفرمايد :
« پروردگار تو مىداند آنچه را سينه هاشان پنهان مىدارد ، و آنچه را كه آشكار مىكنند » ( * ( وَرَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَما يُعْلِنُونَ ) * ) .
اين احاطه او بر همه چيز دليلى است بر اختيار او نسبت به همه چيز و ضمنا تهديدى است براى مشركان كه گمان نكنند خدا از نيات و توطئههاى آنها آگاه نيست .
آخرين آيه مورد بحث كه در حقيقت ، حكم نتيجه گيرى و توضيح براى آيات گذشته در زمينه نفى شرك دارد ، چهار وصف از اوصاف الهى را منعكس مىكند كه همه فرع بر خالقيت و مختار بودن او است .
نخست مىگويد : « او خدايى است كه معبودى جز او نيست » ( * ( وَهُوَ اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ) .
چگونه ممكن است معبودى جز او پيدا شود ، در حالى كه خالق منحصر به او است ، و همه اختيارات متعلق به او مىباشد ، آنها كه به بهانه شفاعت و مانند آن دست به دامن بتها مىزنند ، سخت در اشتباهند .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » و تفسير « على بن ابراهيم » ( طبق نقل تفسير نور الثقلين ج 4 ص 136 ) .