رستگارى مشروط به بقاء و دوام اين حالت است و از آنجا كه دوام و بقاء در مورد همه توبه كنندگان مسلم نيست تعبير به « عسى » شده است .
بعضى از مفسران نيز گفتهاند اين تعبير ( عسى ) هنگامى كه از شخص كريم صادر شود مفهوم آن قطعى بودن مطلب است و خداوند اكرم الاكرمين است .
آيه بعد در حقيقت دليلى است بر نفى شرك و بطلان عقيده مشركان ، مىفرمايد :
« پروردگار تو هر چه را بخواهد خلق مىكند ، و هر چه را بخواهد بر مىگزيند » ( * ( وَرَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَيَخْتارُ ) * ) .
آفرينش به دست او است و تدبير و اختيار و گزينش نيز به اراده و فرمان او است .
« آنها در برابر او اختيارى ندارند » ( * ( ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ) * ) ( 1 ) .
اختيار آفرينش با او است ، اختيار شفاعت به دست او ، و اختيار ارسال پيامبران نيز به اراده او است ، خلاصه اختيار همه چيز بستگى به مشيت ذات پاك او دارد .
بنا بر اين نه از بتها كارى ساخته است ، و نه حتى از فرشتگان و انبياء مگر به اجازه او .
به هر حال اطلاق اختيار در اينجا دليل بر تعميم آنست ، يعنى خداوند هم صاحب اختيار در امور تكوينى است و هم تشريعى و هر دو از مقام خالقيت او سر چشمه مىگيرد .
با اينحال چگونه آنها راه شرك مىپويند و چگونه به سوى غير خدا مىروند ؟ ! لذا در پايان آيه مىفرمايد : « منزه است خداوند و برتر و بالاتر است از شريكهايى كه براى او قائل مىشوند » ( * ( سُبْحانَ اللَّه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * ) .
در رواياتى كه از طرق اهل بيت ع به ما رسيده آيه فوق به مساله اختيار
هامش
( 1 ) « ما » در جمله « * ( ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ) * » نافيه است ولى بعضى احتمال دادهاند كه موصوله باشد و معطوف بر مفعول محذوف « يختار » ولى اين احتمال بسيار بعيد است .