اما آنها بجاى اينكه به پاسخ پردازند معبودهايشان به سخن در مىآيند و از آنها اظهار تنفر و بيزارى مىكنند ، زيرا مىدانيم معبودان گاه بتهاى سنگ و چوبى بودند ، و گاه مقدسينى همچون فرشتگان و مسيح ، و گاه جن و شياطين در اينجا گروه سوم به سخن مىآيند كه سخن آنها را در آيه بعد چنين مىخوانيم :
« گروهى از معبودان كه فرمان عذاب در باره آنها مسلم شده ، مىگويند : پروردگارا ! ما اين عابدان را گمراه كرديم ، آرى ما آنها را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه شديم ( ولى آنها به ميل خويش به دنبال ما آمدند ) ما از آنها بيزارى مىجوئيم آنها ما را پرستش نمىكردند » بلكه در حقيقت هواى نفس خويش را مىپرستيدند ( * ( قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ ) * ) .
بنا بر اين آيه فوق شبيه آيه 28 سوره يونس است كه مىگويد : وَقالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ « معبودان در قيامت رو به سوى عبادتكنندگان خود مىكنند و مىگويند شما ما را پرستش نمىكرديد » ! و به اين ترتيب معبودان اغواگر ، همچون فرعون و نمرود و شياطين و جن ، بيزارى و تنفر خود را از چنين عابدانى اعلام مىدارند ، و به دفاع از خويش برمىخيزند ، حتى گمراهى آنها را نيز از خود نفى مىكنند ، و مىگويند : آنها به ميل خود به دنبال ما آمدند .
ولى بديهى است نه اين نفى اثرى دارد و نه آن بيزارى و تبرى ، و آنها در گناه عابدان خود قطعا شريك و سهيمند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) اين احتمال نيز در تفسير آيه فوق داده شده كه « پاسخ گوينده » رؤساى مشركان هستند ، و سردمداران شرك و كفر ( يعنى فقط گروهى از عابدان ) آنها ضمن طفره رفتن از پاسخ پروردگار در مورد معرفى معبودهاى خود ، از پيروان خويش سخن مىگويند و به دفاع از خود برمىخيزند و عرض مىكنند : « خداوندا ما خودمان گمراه بوديم كه راه شرك پوييديم ، و اين گروه نيز با ميل خود به دنبال ما افتادند و ما آنها را گمراه ساختيم ولى آنها در حقيقت از ما اطاعت نمىكردند » ( توجه داشته باشيد در اينجا عبادت به معنى اطاعت است ) آنها اطاعت از هواى نفس خويش مىكردند ولى تفسيرى كه در بالا گفتيم نزديكتر به نظر ميرسد .