در پاسخ عاجز مىمانند ، به آنان « گفته مىشود شما معبودهايتان را كه شريك خدا مىپنداشتيد بخوانيد » تا به يارى شما برخيزند ! ( * ( وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ) * ) ( 1 ) آنها با اينكه مىدانند در آنجا كارى از دست معبودان ساخته نيست ، بر اثر شدت وحشت و كوتاه شدن دستشان از همه جا ، و يا به خاطر اطاعت فرمان خدا كه مىخواهد با چنين كارى مشركان و معبودان گمراه را در برابر همگان رسوا سازد ، « دست تقاضا به سوى معبودانشان دراز مىكنند و آنها را به كمك مىخوانند ( * ( فَدَعَوْهُمْ ) * ) .
ولى پيدا است « جوابى به آنها نمىدهند » و دعوت آنها را لبيك نمىگويند ( * ( فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ ) * ) در اين هنگام است كه « عذاب الهى را در برابر چشم خود مىبينند » ( * ( وَرَأَوُا الْعَذابَ ) * ) .
« و آرزو مىكنند كه اى كاش هدايت يافته بودند » ( * ( لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تعبير به « شركائكم » با اينكه اين شريكها را براى خدا قائل بودند اشاره به اين است كه اين شريكها را شما ساختيد و تعلق به شما دارد .
( 2 ) مفسران بزرگ بحثهاى دامنه دارى در اينجا در مورد جمله « * ( لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ ) * » كردهاند ، گروه زيادى « لو » را حرف شرط دانستهاند و سپس در باره جزاى آن به گفتگو پرداختهاند ، بعضى جواب آن را جمله اى مىدانند كه از « رأوا العذاب » استفاده مىشود ، و تقدير را چنين گرفتهاند « * ( لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ ) * لرأوا العذاب فى الدنيا به عين اليقين » ( شبيه آيه « لترون الجحيم » - تكاثر آيه 6 ) و بعضى تقدير را چنين گرفتهاند « * ( لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ ) * فى الدنيا لما رأوا العذاب فى الآخرة » و بعضى ديگر جزاهاى ديگرى در تقدير گرفتهاند اما بعضى معتقدند كه اصلا جواب شرط محذوف نيست و جمله « رأوا العذاب » را جواب شرط مىدانند ، بنا بر اين مفهوم جمله چنين مىشود : كه اگر آنها در روز قيامت چشم بينا داشتند و هدايت مىشدند عذاب را مىديدند ولى چشم بينا ندارند .
ولى در ما وراى همه اين معانى معنى ديگرى است كه ما در بالا آن را ترجيح داديم و آن اينكه « لو » براى تمنى باشد شرح بيشتر آن را در كتب ادبى از جمله « مغنى اللبيب » مىتوانيد مطالعه فرمائيد .