گمراه شديم ، ما از آنها بيزارى مىجوئيم ، آنها در حقيقت ما را نمىپرستيدند ( بلكه هواى نفس خويش را پرستش مىكردند ) .
64 - به آنها ( عابدان ) گفته مىشود شما معبودهايتان را كه شريك خدا مىپنداشتيد بخوانيد ( تا شما را يارى كند ) آنها معبودهايشان را مىخوانند ، ولى جوابى به آنها نمىدهند .
در اين هنگام عذاب الهى را ( با چشم خود ) مىبينند ، و آرزو مىكنند اى كاش هدايت يافته بودند .
تفسير : آنها هواى نفس خويش را مىپرستيدند
در آيات گذشته سخن از كسانى بود كه به خاطر تمتع و بهره گيرى از نعمتهاى دنيا كفر را بر ايمان و شرك را بر توحيد ترجيح دادهاند ، در آيات مورد بحث وضع اين گروه را در قيامت در برابر مؤمنان راستين مشخص مىكند .
نخست با يك مقايسه كه به صورت استفهام مطرح شده ، و جدان همگان را به داورى مىطلبد و مىگويد : « آيا كسى كه به او وعده نيك دادهايم ، و به وعده خود قطعا خواهد رسيد ، با كسى كه تنها از متاع دنيا به او بهره دادهايم ، سپس روز قيامت در پيشگاه پروردگار براى حساب و جزاء احضار مىشود يكسان است » ؟
( * ( أَ فَمَنْ وَعَدْناه وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيه كَمَنْ مَتَّعْناه مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ) * ) .
بدون شك ، هر و جدان بيدار ، وعدههاى نيك الهى و مواهب عظيم و جاويدان او را بر بهره گيرى چند روز از نعمتهاى فانى و لذات زودگذر كه به دنبال آن درد و رنج جاويدان است ترجيح مىدهد .
جمله « * ( فَهُوَ لاقِيه ) * » تاكيدى است بر اينكه وعده الهى تخلف ناپذير است و بايد چنين باشد ، چرا كه تخلف از وعده يا به خاطر جهل است يا عجز ، كه هيچيك از آنها در ذات خدا راه ندارد .