كه آوازه قيام پيامبر اسلام ص در سرزمين مكه در مدت كوتاهى در تمام جزيره عربستان پيچيده و از آن هم فراتر رفت چون مكه ام القرى بود ، هم مركز روحانى حجاز ، و هم مركز تجارى بود ، و حتى در مدت كوتاهى به مراكز مهم تمدن آن زمان رسيد .
بنا بر اين آيه يك حكم كلى و عمومى را بيان مىكند ، و اينكه بعضى از مفسران آن را اشاره به مكه دانستهاند كاملا بىدليل است و تعبير به « فى امها » نيز يك تعبير عام است ، چرا كه « ام » به معنى مادر و مركز اصلى است و اختصاصى به مكه ندارد ( 1 ) .
آخرين آيه مورد بحث پاسخ سومى است براى گفتار بهانه جويانى كه مىگفتند اگر ايمان بياوريم عرب بر ما هجوم مىكند و زندگى ما را به هم مىريزد ، قرآن مىگويد : « آنچه را از اين رهگذر به دست مىآوريد متاع بىارزش زندگى دنيا و زينت آن است » ( * ( وَما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَزِينَتُها ) * ) .
ولى آنچه نزد خدا است ( از نعمتهاى بىپايان جهان ديگر ، و مواهب معنويش در اين دنيا ) بهتر و پايدارتر است « ( * ( وَما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ وَأَبْقى ) * ) .
چرا كه تمام نعمتهاى مادى دنيا داراى عوارض ناگوار و مشكلات گوناگونى است و هيچ نعمت مادى خالص از ضرر و خطر يافت نمىشود .
بعلاوه نعمتهايى كه در نزد خدا است به خاطر جاودانگى آنها و زودگذر بودن مواهب اين دنيا قابل مقايسه نيست ، بنا بر اين هم بهتر و هم پايدارتر است .
به اين ترتيب در يك مقايسه ساده هر انسان عاقلى مىفهمد كه نبايد آن را فداى اين كرد ، لذا در پايان آيه مىفرمايد : « آيا تعقل نمىكنيد » ؟ ! ( * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * ) .
هامش
( 1 ) در مورد اينكه آيا اين آيه شامل مستقلات عقليه نيز مىشود يا نه در جلد 12 صفحه 51 ( ذيل آيه 15 سوره اسراء ) بحثى داشتيم .