معين كرد .
گفت پس چرا باهل مدينه نگفت خودتان انتخاب كنيد چون شما هرگز راه اشتباه نخواهيد رفت در جواب گفت ترسيد اختلاف و فتنهاى برپا شود .
ابو الحسن گفت اگر اختلافى بوجود مىآمد بعد از برگشتن از جنگ خودش اصلاح مىكرد . در جواب او گفت اين كار كه علي را تعيين كرد موجب اطمينان خاطر بيشترى بود .
در اين موقع ابو الحسن گفت پس در هنگام وفات آيا كسى را بجانشينى خود تعيين كرد ؟ جواب داد : نه .
ابو الحسن گفت مرگ از يك مسافرت مهمتر است چگونه آنچه در يك مسافرت موجب تشويش خاطرش مىشد در سفر مرگ اطمينان داشت كه پس از مرگش اختلاف و فتنهاى برپا نمىشود . ابن رامين در جواب فرو ماند .
غيبت نعمانى : ص 23 - عمرو بن اشعث گفت ما در حدود بيست نفر ميان اطاق خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم رو بجمعيت نموده فرمود شما خيال ميكنيد در مسأله امامت ، امام مىتواند هر كس را كه بخواهد بجانشينى خود تعيين كند .
به خدا قسم اين قراردادى است از جانب خدا كه به پيامبر ابلاغ كرده و مردان معينى را با نام و نشان يكى پس از ديگرى مشخص نموده تا منتهى به صاحب آن شود .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 50
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠