آورد بازهاى سفيد و چكاوك بود و اول پرندهاى كه انكار نمود بوم و عنقا بودند از بين پرندگان آنها لعنت شدند بوم و جغد كه نميتواند روز آشكار شود چون پرندگان با او دشمنند اما عنقا در درياها است كه ديده نمىشود و خداوند عرضه داشت امانت مرا بر زمينها هر جا كه ولايت مرا قبول كرد آن را پاك و پاكيزه قرار داده و ميوهها و روئيدنيهاى آن را شيرين و گوارا نمود و آبش را زلال و هر جا كه انكار نمود آنجا را شورهزار كرد و روئيدنيهايش را تلخ و ميوهاش را خاردار و حنظل قرار دار و آبش را تند و شور .
بعد فرمود
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
يعنى امت تو اى محمّد ولايت امير المؤمنين و امامتش را بناحق ادعا كردند با آن عقاب و كيفر و پاداشى كه داشت
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً
او ستمگر بنفس خود بود و
جَهُولًا
و جاهل بامر پروردگار هر كس حق آن را ادا نكند ستمگر و بيدادگر است .
تفسير فرات : عبيد بن كثير از شعبى نقل مىكند كه در باره آيه
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
.
گفت آشكارا ميگويم و جز خدا از كسى نمىهراسم اين امانت به خدا سوگند ولايت علي بن ابى طالب است .
تفسير فرات بن ابراهيم : علي بن عتاب از فاطمه زهرا عليها السّلام نقل مىكند كه پيامبر اكرم فرمود وقتى مرا بآسمانها بالا بردند رسيدم بسدرة المنتهى كه بفاصله يك زه كمان يا كمتر قرار داشتم با دل ديدم نه با چشم يك اذان شنيدم دو تا دو تا و اقامه يكى يكى شنيدم منادى ندا كرد : ملائكه من و ساكنان آسمانها و زمين و حاملين عرشم گواهى دهيد كه خدائى جز من نيست يكتايم و شريكى ندارم گفتند گواهيم و اقرار داريم .
ملائكه من و ساكنان آسمانها و زمين و حاملين عرشم گواهى دهيد كه محمّد بنده و پيامبر من است گفتند گواهيم و اقرار داريم فرمود ملائكه ساكنان آسمانها و زمين و حاملين عرشم .