تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
حمل آن خواهند نمود و از چنين كارى بيمناك مىشوند . اما انسان با ضعف بنيه و قوايش آن را حمل نمود كسى كه مراعات اين شرايط را نمايد در دو سرا رستگار خواهد شد
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
ستمكار است چون حق آن را رعايت نكرده‌اند
جَهُولًا
جاهل بحقيقت عاقبت آن است اين صفت را بجنس انسان نسبت داده‌اند ظلوم و جهول باعتبار اكثريت كه چنين هستند . بعضى گفته‌اند منظور از امانت فرمانبرداريست كه شامل طبيعت و اختيار گردد و عرضه داشتن يعنى تقاضاى انجام آن كه شامل درخواست انجام از شخصى مختار و اراده صدور آن از غير مختار است . معنى حمل امانت يعنى خيانت به آن و امتناع از اداى آن ، از همين قبيل است سخن اعراب كه ميگويند حامل امانت و بردارنده آن اين نسبت را به كسى ميدهند كه اداى امانت نكرده باشد تا از مسئوليت رهائى يابد و ابا و امتناع كه در آيه است يعنى امتناع از چيزى كه براى آنها مقدور بود و ظلم و جهالت در آيه خيانت و كوتاهى است . بعضى گفته‌اند خداوند وقتى اين كرات را آفريد به آنها فهم داده فرمود من چيزى را واجب نموده‌ام بهشت را براى كسى كه اطاعت كند و جهنم را براى نافرمان آفريده‌ام گفتند خدايا مطيع جهتى هستيم كه براى آن آفريده‌شده‌ايم در جستجوى ثواب و عقاب نيستيم وقتى آدم را آفريد همين مطلب را به او عرضه داشت او به خود ستم روا داشت ( ظلوم ) كه چيز مشكلى را پذيرفت ( جهولا ) عاقبت آن را نميدانست . شايد منظور از امانت عقل يا تكليف باشد و منظور از عرضه داشتن اعتبار عقل است به نسبت استعداد آنها و امتناع آنها همان عدم لياقت و استعداد كرات است از نظر طبيعت و حمل نمودن انسان يعنى قابليت و استعداد داشت و ظلوم و جهول بودنش همان غلبه شهوت و قوه غضب است بر او بنا بر اين درست مىشود علت بودن آن براى حمل زيرا يكى از فوائد عقل اينست كه فرمانروا بر دو
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 201 | العلامة المجلسي / موسى خسروى