و آنها را در زير كساى خويش قرار داد بعد گفت : خدايا اينها اهل بيت منند پليدى را از آنها دور كن و ايشان را پاك بدار در اين مورد آيه نازل شد .
ام سلمه گفت يا رسول اللَّه من از اهل بيت شما نيستم فرمود نه ولى تو عاقبت بخيرى .
پس اين امتياز اختصاص به آنها گرفت نه ديگرى بايد حكم نيز متوجه آنها شود و كسانى كه با دليل بايشان ملحق شوند .
و اجماع كردهاند كسانى لازم مىشمارند تمسك و اقتداء باهل بيت را بر اينكه اولاد اهل بيت نيز مانند خود آنها هستند با همين دليل ثابت مىشود كه حكم مربوط است به همه آنها .
اگر بگويند بعضى از گفتار شما شاهد است بر اينكه امير المؤمنين از عترت نميباشد ، اگر عترت منحصر به اولاد و اولاد اولاد باشد چه ميگوئيد .
ما ميگوئيم كسانى كه از شيعه معتقد اين مقام هستند ميگويند اگر چه واقعا اين اسم شامل او نيست در حقيقت چنانچه اسم فرزند نيز بر او اطلاق نميشود اما او پدر عترت و سرور آنها و بهترين ايشان است همان حكمى كه اختصاص به عترت دارد براى او نيز ثابت است به دليل ديگرى غير از شمول لفظ عترت .
اگر ادعا شود كه چه جوابى ميدهيد براى گفته ابو بكر كه در مقابل گروهى از امت گفت « ما عترت پيامبريم و مركزى هستيم كه از آن تراوش نموده » اين گفته ابو بكر خلاف استدلال شما را ثابت مىكند .
در جواب ميگوئيم اعتراض بوسيله يك خبر نامسلم بر خبرى كه روايت آن اجماعى و ثابت و مسلم است مورد قبول بيشتر دانشمندان نيست و چنين اعتراضى را نمىپذيرند .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 104
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٤