58 - سپس بارانى ( از سنگ ) بر آنها فرستاديم ( كه همگى زير آن مدفون شدند ) و چه بد است باران انذار شدگان .
59 - بگو حمد مخصوص خداست و سلام ( و درود ) بر بندگان برگزيده اش ، آيا خداوند بهتر است يا بتهايى را كه شريك او قرار مىدهند ؟
تفسير : آنجا كه پاكدامنى عيب بزرگى است !
در بحثهاى گذشته منطق نيرومند پيامبر بزرگ خدا « لوط » را در مقابل منحرفان آلوده ملاحظه كرديم كه با چه بيان شيوا و مستدل آنها را از عمل ننگين همجنسگرايى باز مىدارد و به آنها نشان مىدهد كه اين كار نتيجه جهل و نادانى و بيخبرى از قانون آفرينش و از همه ارزشهاى انسانى است .
اكنون ببينيم اين قوم كثيف و آلوده در پاسخ اين گفتار منطقى لوط چه گفتند ؟ ! .
قرآن مىگويد : « آنها پاسخى جز اين نداشتند كه به يكديگر گفتند :
خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد ، چرا كه اينها افرادى پاكند « و حاضر نيستند خود را با ما هماهنگ كنند ! ! ( * ( فَما كانَ جَوابَ قَوْمِه إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ ) * ) .
جوابى كه بيانگر انحطاط فكر و سقوط فوق العاده اخلاقى آنها بود .
آرى در محيط آلودگان ، پاكى جرم است و عيب ! يوسفهاى پاكدامن را به جرم عفت و پارسايى به زندان مىافكنند ، و خاندان پيامبر بزرگ خدا « لوط » را به خاطر پرهيزشان از آلودگى و ننگ ، تبعيد مىكنند ، اما زليخاها آزادند و صاحب مقام ! و قوم لوط بايد در شهر و ديار خود آسوده بمانند ! و اين است مصداق روشن سخنى كه قرآن درباره گمراهان مىگويد كه :
بر دلهاى آنها - به خاطر اعمالشان - مهر مىنهيم ، و بر چشمشان پرده مىافكنيم ،