البته اين تهديد ، براى فرستادگانى كه وضع سليمان را از نزديك ديدند و لشكر و عسكر او را تماشا كردند ، يك تهديد جدى و قابل ملاحظه بود .
با توجه به آنچه در آيات قبل خوانديم كه سليمان دو چيز از آنها خواسته بود « ترك برترى جويى » ، « تسليم در برابر حق » و پاسخ ندادن آنها به اين دو امر و توسل به ارسال هديه دليل بر امتناع آنها از پذيرش حق و ترك استعلاء بود و به اين دليل آنها را تهديد به فشار نظامى مىكند .
هر گاه ملكه سبا و اطرافيان او ، تقاضاى دليل و مدرك يا معجزه و مانند آن كرده بودند ، به آنها حق مىداد كه بيشتر تحقيق كنند ، اما فرستادن هديه ، ظاهرش اين بود كه آنها در مقام انكارند .
اين را نيز مىدانيم كه مهمترين خبر ناگوارى كه هدهد به سليمان درباره اين قوم و جمعيت داد ، اين بود كه آنها آفتابپرستند ، و خداوند بزرگ را كه بر غيب و شهود آسمان و زمين سلطه دارد رها كرده ، در برابر مخلوقى به خاك مىافتند .
سليمان از اين مساله ناراحت شد ، و مىدانيم بت پرستى چيزى نيست كه آئينهاى الهى در برابر آن سكوت كند ، و يا بت پرستان را به عنوان يك اقليت مذهبى تحمل نمايد ، بلكه در صورت لزوم با توسل به زور بتكدهها را ويران خواهد كرد و آئين شرك و بت پرستى را برمىچيند .
از توضيحاتى كه در بالا داديم روشن مىشود كه تهديد سليمان با اصل اساسى « لا إِكْراه فِي الدِّينِ » تضادى ندارد كه بت پرستى دين نيست بلكه يك خرافه و انحراف است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 463
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٦٣