نكتهها : [ زهد در منطق اديان الهى ]
1 - قابل توجه اينكه زهد در منطق اديان الهى اين نيست كه انسان از مال و ثروت و امكانات دنيا ، بى بهره باشد ، بلكه حقيقت زهد آن است كه « اسير » اينها نگردد ، بلكه « امير » بر آن باشد ، و سليمان اين پيامبر بزرگ الهى با رد كردن هداياى گرانبهاى ملكه سبا نشان داد كه « امير » است نه « اسير » ! در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم
« الدنيا اصغر قدرا عند اللَّه و عند انبيائه و اوليائه من ان يفرحوا بشىء منها ، او يحزنوا عليه فلا ينبغى لعالم و لا لعاقل ان يفرح بعرض الدنيا » : « دنيا در پيشگاه خدا و نزد انبياء و اولياى الهى كوچكتر از آن است كه آنها را خوشحال و ذوق زده كند ، يا با از دست رفتن آن غمگين شوند ، بنا بر اين براى هيچ عالم و عاقلى سزاوار نيست كه از متاع ناپايدار دنيا خوشحال گردد ( 1 ) .
2 - باز در اين بخش از داستان سليمان درسهاى قابل ملاحظه اى است كه در لابلاى تعبيرات پر معنى آيات نهفته است :
الف : هدف از لشكر كشى كشتار انسانها نيست ، بلكه هدف آن است كه دشمن خود را در موضع ضعيفى بداند و قدرت مقابله در خود نبيند ( * ( بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها ) * ) .
اين تعبير نظير همان چيزى است كه به مسلمانان دستور داده شده كه « آن چنان نيرو فراهم سازيد كه دشمن را بترسانيد » ( وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ . . . تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّه ) ( انفال - 60 ) .
ب : سليمان مخالفان خود را تهديد به قتل نمىكند ، بلكه تهديد به بيرون
هامش
( 1 ) تفسير « روح البيان » ذيل آيه مورد بحث .