است همه در اين مفهوم جامع جمع باشد .
درست است كه آنها آفتابپرست بودند ، ولى مىدانيم بسيارى از بت پرستان نيز به « اللَّه » اعتقاد داشتند و او را « رب الارباب » مىناميدند و تعظيم و احترام او را مهم مىشمردند .
سپس « ملكه سبأ » به ذكر مضمون نامه پرداخت و گفت : « اين نامه از سوى سليمان است و محتوايش چنين است : به نام خداوند بخشنده مهربان » . . .
( * ( إِنَّه مِنْ سُلَيْمانَ وَإِنَّه بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ) .
« توصيهام به شما اين است برترى جويى در برابر من نكنيد ، و به سوى من آئيد و تسليم حق شويد » ( * ( أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ) * ) ( 1 ) .
بعيد به نظر مىرسد كه سليمان نامه را با همين عبارات و الفاظ عربى نوشته باشد ، بنا بر اين جملههاى فوق مىتوانند نقل به معنى و يا به صورت خلاصه گيرى و فشرده نامه سليمان بوده باشد كه ملكه سبا براى ملت خود بازگو كرد .
جالب اينكه : مضمون اين نامه در واقع سه جمله بيش نبود :
يك جمله نام خدا و بيان وصف رحمانيت و رحيميت او .
جمله دوم توصيه به كنترل هواى نفس و ترك برترى جويى كه سرچشمه بسيارى از مفاسد فردى و اجتماعى است .
و سوم تسليم در برابر حق شدن ! .
و اگر دقت كنيم چيز ديگرى وجود نداشت كه نياز به ذكر داشته باشد .
هامش
( 1 ) جمله « * ( أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ ) * » ممكن است مجموعا بدل « كتاب » و بيان محتواى آن باشد ، و ممكن است « ان » در اينجا به معنى « اى » و براى تفسير بوده باشد ، اين احتمال نيز وجود دارد كه متعلق به جمله محذوفى باشد مانند « اوصيكم » باشد .