كشور و يك ملت بزرگ گره مىخورد ، مىبايست تنها به گفتار يك مخبر اكتفاء نكند ، بلكه بايد تحقيقات بيشترى در زمينه اين موضوع حساس به عمل آورد .
لذا چنين « گفت : ما تحقيق به عمل مىآوريم ببينيم تو راست گفتى يا از دروغگويان هستى » ؟ ! ( * ( قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ ) * ) .
اين سخن به خوبى ثابت مىكند كه در مسائل مهم و سرنوشتساز بايد حتى به اطلاعى كه از ناحيه يك فرد كوچك مىرسد توجه كرد و به زودى ( همانگونه كه سين در جمله « سننظر » اقتضا مىكند ) پيرامون آن تحقيقات لازم را به عمل آورد .
سليمان نه هدهد را متهم ساخت و محكوم كرد ، و نه سخن او را بى دليل تصديق نمود ، بلكه آن را پايه تحقيق قرار داد .
به هر حال سليمان نامه اى بسيار كوتاه و پر محتوى نوشت و به هدهد داد و گفت : « اين نامه مرا ببر و نزد آنها بيفكن ، سپس برگرد و در گوشه اى توقف كن ببين آنها چه عكس العملى نشان مىدهند » ؟ ( * ( اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِه إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ ) * ) ( 1 ) .
از تعبير « القه اليهم » ( به سوى آنها بيفكن ) چنين استفاده مىشود كه آن را به هنگامى كه ملكه سبا در ميان جمع خويش حضور دارد بر آنها افكن ، تا جاى فراموشى و كتمان باقى نماند ، و از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى از مفسران گفتهاند هدهد وارد قصر ملكه سبا و خوابگاه او شد و نامه را بر سينه يا گلوى او
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران گفتهاند « جمله * ( ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ ) * » در معنى مؤخر است و در عبارت مقدم ، و در تقدير چنين بوده : « فانظر ما ذا يرجعون ثم تول عنهم » اين به خاطر آن است كه اين جمله را به معنى بازگشت كردن از آن قوم گرفتهاند در حالى كه ظاهر آيه اين است كه از آنها روى بگردان سپس در گوشه اى منتظر باش ببين چه واكنشى نشان مىدهند .