تعبير صحيح نبود ( دقت كنيد ) .
به هر حال ، سليمان با اين لشكر عظيم حركت كرد « تا به سرزمين مورچگان رسيدند » ( * ( حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ ) * ) .
در اينجا مورچه اى از مورچگان ، همنوعان خود را مخاطب ساخت و گفت :
« اى مورچگان داخل لانههاى خود شويد تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمىفهمند » ! ( * ( قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُه وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * ) ( 1 ) .
در اينكه چگونه اين مورچه از حضور سليمان و لشكريانش در آن سرزمين آگاه شد و چگونه صداى خود را به گوش ديگران رسانيد سخن داريم كه در نكتهها بخواست خدا خواهد آمد .
ضمنا از اين جمله استفاده مىشود كه عدالت سليمان حتى بر مورچگان ظاهر و آشكار بود چرا كه مفهومش اين است كه اگر آنها متوجه باشند حتى مورچه ضعيفى را پايمال نمىكنند ، و اگر پايمال كنند بر اثر عدم توجه آنها است .
« سليمان با شنيدن اين سخن تبسم كرد و خنديد » ( * ( فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها ) * :
در اينكه چه چيز سبب خنده سليمان شد مفسران سخنان گوناگونى دارند :
ظاهر اين است كه نفس اين قضيه مطلب عجيبى بود كه مورچه اى همنوعان خود را از لشكر عظيم سليمان بر حذر دارد و آنها را به عدم توجه نسبت دهد ، اين امر عجيب سبب خنده سليمان شد .
بعضى نيز گفتهاند اين خنده شادى بود چرا كه سليمان متوجه شد حتى
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران تصريح كردهاند كه « تاء » در « نملة » براى بيان وحدت است و مؤنث آوردن فعل نيز براى مراعات ظاهر كلمه است .