و اين حالت بدون « ايمان » ميسر نيست ، چرا كه هوا و هوسهاى سركش ، و تمايلات نفسانى بزرگترين حجاب و سد اين راه است ، و رفع اين حجاب جز در پرتو تقوى و كنترل هواى نفس ، امكان پذير نيست .
لذا در آيات فوق خوانديم : « كسانى كه به آخرت ايمان ندارند ، اعمال زشتشان را براى آنها زينت مىدهيم ، و سرگردان مىشوند » .
نمونه آشكار و عينى اين معنى را در زندگى گروهى از دنيا پرستان زمان خود به روشنى مىبينيم .
آنها به مسائلى افتخار مىكنند ، و جزء تمدنش مىشمارند كه در واقع چيزى جز ننگ و آلودگى و رسوايى نيست .
لجام گسيختگى و بى بند و بارى را نشانه « آزادى » .
برهنگى و آلودگى زنان را دليل بر « تمدن » .
مسابقه در تجمل پرستى را نشانه « شخصيت » .
غرق شدن در انواع فساد را ، مظهر « حريت » .
آدم كشى و جنايت و ويرانگرى را دليل بر « قدرت » .
خرابكارى و غصب سرمايههاى ديگران را ، « استعمار » ( آبادسازى ! ) .
به كار گرفتن وسائل ارتباط جمعى را در مسير زننده ترين برنامههاى ضد اخلاقى دليل بر « احترام به خواست انسانها » .
زير پا گذاردن حقوق محرومان را ، نشانه « احترام به حقوق بشر » ! اسارت در چنگال اعتيادها ، هوسها ، ننگها و رسواييها را ، « شكلى از آزادى » تقلب و تزوير و بدست آوردن اموال و ثروت از هر طريقى كه باشد دليل بر « استعداد و لياقت » ! رعايت اصول عدل و داد و احترام به حق ديگران نشانه « بىعرضگى و عدم لياقت » .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠١