و القائات او در مسير فساد و تخريب است و مشتريان او دروغگويان گنهكارند ، هيچيك از اين امور بر قرآن و آورنده آن تطبيق نمىكند ، و كمترين شباهتى با آن ندارد .
مردم آن محيط راه و رسم محمد ص را در صدق و امانت و صلاح شناخته بودند ، محتواى قرآن نيز چيزى جز دعوت به توحيد و حق و عدالت ، و اصلاح در تمام زمينهها ندارد ، بنا بر اين شما چگونه آن را متهم به القائات شيطان مىكنيد .
منظور از « * ( أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ) * » همان كاهنانى بودند كه با شياطين ارتباط داشتند و شياطين گاه از طريق استراق سمع سخنان حقى از فرشتگان مىشنيدند ، و با اباطيل فراوانى مىآميختند ، و به كاهنان منتقل مىساختند ، آنها نيز دروغهايى بر آن نهاده و به مردم مىگفتند و در كنار يك سخن راست ، دهها دروغ مىبافتند ! مخصوصا بعد از نزول وحى و محروم گشتن ، شياطين از صعود به آسمانها و استراق سمع ، آنچه را به كاهنان القاء مىكردند ، مشتى دروغ و اراجيف بود ، با اين حال چگونه مىشد محتواى قرآن را با آن مقايسه كرد ؟ ، و پيامبر امين راستگو را با مشتى كاهنان كذاب افاك سنجيد ؟ ! براى جمله « * ( يُلْقُونَ السَّمْعَ ) * » تفسيرهاى گوناگونى كردهاند :
نخست اينكه ضميرى كه در آن است به شياطين بازمىگردد ، و « سمع » به معنى مسموعات است ، يعنى شياطين ، مسموعات خود را به دوستان خويش القا مىكردند و اكثر آنها كاذبند ( و دروغ فراوانى بر آن مىنهند ) .
ديگر اينكه ضمير آن ، به دروغگويان گنهكارى بازمىگردد كه گوش به سخنان شياطين مىدادند و يا آنچه را از شياطين شنيده بودند به توده مردم القا مىكردند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٦