در پايان اين داستان همان را مىگويد كه در پايان شش داستان گذشته از انبياء بزرگ آمده بود :
مىفرمايد : « در سرگذشت مردم سرزمين » ايكه « و دعوت پر مهر پيامبرشان شعيب ، و لجاجتها و سرسختيها و تكذيبهاى آنان ، و سرانجام نابودى اين قوم ستمگر با صاعقه مرگبار ، نشانه و درس عبرتى است » ( * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً ) * ) .
« اما اكثر آنها ايمان نياوردند » ( * ( وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ) * ) .
با اين حال خداوند رحيم و مهربان به آنها مهلت كافى داد تا به خود آيند و خويشتن را اصلاح كنند ، و هنگامى كه مستوجب عذاب شدند با قدرت قهاريش آنها را گرفت ، آرى « پروردگار تو شكست ناپذير و رحيم است » ( * ( وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ) * ) .
نكتهها :
1 - هماهنگى كامل در دعوت انبيا
در پايان سرگذشت اين هفت پيامبر بزرگ كه يك حلقه كامل را از نظر درسهاى تربيتى تشكيل مىدهد ، توجه به اين نكته لازم است كه سرگذشت اين پيامبران در سورههاى ديگرى از قرآن نيز آمده است ، ولى در هيچ موردى به اين شكل مطرح نشده كه آغاز دعوت همه آنها هماهنگ ، و پايان همه آنها نيز هماهنگ بيان شده باشد .
در پنج قسمت از اين داستانها محتواى دعوت ، تقوى است ، و سپس روى امانت پيامبر و عدم مطالبه اجر و پاداش تكيه شده است .
و بعد از آن از مهمترين انحرافاتى كه در آن محيط رواج داشته با لحنى