189 - سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز « ابر سايه افكن » آنها را فرو گرفت ، كه اين عذاب روز بزرگى بود .
190 - در اين ماجرا آيت و نشانه اى است ولى اكثر آنها ايمان نياوردند .
191 - و پروردگار تو عزيز و رحيم است .
تفسير : سرنوشت اين قوم خيره سر !
جمعيت ظالم و ستمگر كه خود را در برابر حرفهاى منطقى شعيب بى دليل ديدند براى اينكه به خودكامگى خود ادامه دهند ، سيل تهمت و دروغ را متوجه او ساختند .
نخست همان برچسب هميشگى را كه مجرمان و جباران به پيامبران مىزدند به او زدند و گفتند : « تو فقط ديوانه اى » ! ( * ( قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ) * ) ( 1 ) .
تو اصلا يك حرف منطقى در سخنانت ديده نمىشود ، و گمان مىكنى با اين سخنان مىتوانى ما را از آزادى عمل در اموالمان بازدارى ؟ ! .
بعلاوه تو فقط بشرى هستى همچون ما ، چه انتظارى دارى كه ما پيرو تو شويم ، اصلا چه فضيلت و برترى بر ما دارى ؟ ( * ( وَما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا ) * ) .
« ما تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه فرد دروغگويى هستى » ! ( * ( وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ ) * ) .
بعد از گفتن اين سخنان ضد و نقيض كه گاهى او را دروغگو و انسانى فرصت
هامش
( 1 ) « مسحر » چنان كه قبلا هم گفتهايم به معنى كسى است كه مكرر مورد « سحر » واقع شده و ساحران در عقل او نفوذ كرده و آن را از كار انداختهاند .