تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
( * ( وَجَعَلْناها وَابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ ) * ) .

نكته‌ها :

1 - « فرج » از نظر لغت در اصل به معنى فاصله و شكاف مىباشد ، و به عنوان كنايه در عضو تناسلى به كار رفته است ، اما از آنجا كه توجه به معنى كنايى آن در فارسى نمىشود ، گاهى اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه اين لفظ كه صريح در آن عضو خاص انسان است در قرآن آمده ؟ ! ولى توجه به كنايه بودن آن مشكل را حل مىكند . و به تعبير روشنتر اگر بخواهيم معنى كنايى را درست تعبير كنيم معادل جمله « * ( أَحْصَنَتْ فَرْجَها ) * » در فارسى اين است كه « دامان خود را پاك نگاه داشت » آيا اين تعبير در فارسى زننده است ؟ بلكه به عقيده بعضى در لغت عرب الفاظى كه صريح در عضو تناسلى باشد و يا صراحت در آميزش جنسى داشته باشد اصلا وجود ندارد ، هر چه هست جنبه كنايه دارد ، مثلا در مورد آميزش جنسى الفاظى از قبيل « لمس كردن » ، « داخل شدن » ، « پوشانيدن » ( غشيان ) ( 1 ) به سراغ همسر رفتن ( 2 ) در آيات مختلف قرآن در اين معنى به كار رفته كه مىبينيم همه آنها جنبه كنايى دارد ، ولى گاه ترجمه كنندگان فارسى زبان بىتوجه به معنى كنايى آنها هستند و بجاى معادل اين معانى كنايى كلمات صريح فارسى را مىگذارند و اين مايه تعجب و سؤال مىشود . به هر حال در تفسير اين گونه الفاظ كه در قرآن وارد شده حتما بايد به معنى اصلى و ريشه اى آنها توجه كرد تا جنبه كنايى بودنش ، مشخص گردد و هر
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 189 . ( 2 ) بقره آيه 222 .