تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
( * ( وَزَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّه رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ ) * ) . سالها بر عمر زكريا گذشت ، و برف پيرى بر سرش نشست ، اما هنوز فرزندى نداشت ، و از سوى ديگر همسرى عقيم و نازا داشت . او در آرزوى فرزندى بود كه بتواند برنامه‌هاى الهى او را تعقيب كند و كارهاى تبليغيش نيمه تمام نماند ، و فرصتطلبان بعد از او بر معبد بنى اسرائيل و اموال و هداياى آن كه بايد صرف راه خدا مىشد پنجه نيفكنند . در اين هنگام با تمام قلب به درگاه خدا روى آورد ، تقاضاى فرزند صالح و برومندى كرد ، و با دعائى كه توأم با نهايت ادب بود خدا را خواند ، نخست از « رب » شروع كرد ، همان پروردگارى كه از نخستين لحظات زندگى لطفش شامل انسان مىشود ، سپس با تعبير « * ( لا تَذَرْنِي ) * » كه از ماده « وذر » ( بر وزن مرز ) به معنى ترك كردن چيزى به خاطر كمى و بىاعتنايى آمده ، اين حقيقت را بازگو كرد كه اگر تنها بمانم فراموش خواهم شد ، نه من كه برنامه‌هاى من نيز به دست فراموشى سپرده مىشود ، و سرانجام با جمله « * ( وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ ) * » اين حقيقت را بازگو كرد كه من مىدانم اين دنيا دار بقاء نيست ، و نيز مىدانم تو بهترين وارثانى ، ولى از نظر عالم اسباب دنبال سببى مىگردم كه مرا به هدفم رهنمون گردد . خداوند اين دعاى خالص و سرشار از عشق به حقيقت را اجابت كرد ، و خواسته او را تحقق بخشيد آن چنان كه مىفرمايد : « ما دعوت او را اجابت كرديم و يحيى را به او بخشيديم » ( * ( فَاسْتَجَبْنا لَه وَوَهَبْنا لَه يَحْيى ) * ) . و براى رسيدن به اين مقصود « همسر نازاى او را اصلاح و قادر به آوردن فرزند كرديم » ( * ( وَأَصْلَحْنا لَه زَوْجَه ) * ) . سپس اشاره به سه قسمت از صفات برجسته اين خانواده كرده چنين مىگويد :