هنگامى كه باغ به حال اول بازگشت تحويل به صاحبش داده مىشود ، و گوسفندان نيز به صاحبش برمىگردد ( و خداوند طبق آيه بعد حكم سليمان را تاييد كرد ) .
اين مضمون در روايتى از امام باقر و امام صادق ع نقل شده است ( 1 ) .
ممكن است تصور شود كه اين تفسير با كلمه « حرث » كه به معنى « زراعت » است سازگار نيست ولى ظاهرا « حرث » مفهوم وسيعى دارد كه هم زراعت را شامل مىشود و هم باغ را چنان كه از داستان صاحبان باغ ( أَصْحابَ الْجَنَّةِ ) در سوره قلم از آيه 17 تا 32 استفاده مىشود .
ولى در اينجا چند سؤال مهم باقى مىماند :
1 - اساس و معيار اين دو حكم چه بوده است ؟
2 - چگونه حكم داود و سليمان با هم اختلاف داشت ؟ مگر آنها بر اساس اجتهاد حكم مىكردند ؟ .
3 - آيا اين مساله به صورت مشاوره در حكم بوده است يا دو حكم قاطع و مستقل از يكديگر دادند ؟ .
در پاسخ « سؤال اول » مىتوان گفت معيار جبران خسارت بوده داود نگاه مىكند و مىبيند خسارتى كه به تاكستان وارد شده معادل قيمت گوسفندان است ، لذا حكم مىكند كه گوسفندان براى جبران اين خسارت به صاحب باغ بايد داده شود ، چرا كه تقصير متوجه صاحب گوسفندان است ( توجه داشته باشيد كه در بعضى از روايات اسلامى مىخوانيم به هنگام شب وظيفه صاحب گوسفندان است كه از تجاوز گله خود به كشت و زرع ديگران جلوگيرى كند و در روز وظيفه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث .