ويژگى را تشكيل مىدهد ، اين احتمال نيز وجود دارد كه مجموعه شش صفتى كه در اين آيه ذكر شده شرحى باشد براى صالح بودن آنها كه در آيه قبل آمده است .
نخست مىگويد « ما آنها را امام و رهبر مردم قرار داديم » ( * ( وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً ) * ) .
يعنى علاوه بر مقام « نبوت و رسالت » مقام « امامت » را نيز به آنها داديم - امامت همانگونه كه سابقا هم اشاره كردهايم آخرين مرحله سير تكاملى انسانى است كه به معنى رهبرى همه جانبه مادى و معنوى ، ظاهرى و باطنى ، جسمى و روحى مردم است .
فرق نبوت و رسالت با امامت اين است كه پيامبران در مقام نبوت و رسالت تنها فرمان حق را دريافت مىكنند و از آن خبر مىدهند و به مردم ابلاغ مىكنند ، ابلاغى توأم با بشارت و انذار .
اما در مرحله « امامت » اين برنامههاى الهى را به مرحله اجرا در مىآورند خواه از طريق تشكيل حكومت عدل بوده باشد يا بدون آن ، در اين مرحله آنها مربيند ، و مجرى احكام و برنامهها ، و پرورشدهنده انسانها ، و به وجود آورنده محيطى پاك و منزه و انسانى .
در حقيقت مقام امامت مقام تحقق بخشيدن به تمام برنامههاى الهى است ، به تعبير ديگر ايصال به مطلوب و هدايت تشريعى و تكوينى است .
امام از اين نظر درست به خورشيد مىماند كه با اشعه خود موجودات زنده را پرورش مىدهد ( 1 ) .
در مرحله بعد فعليت و ثمره اين مقام را بازگو مىكند : « آنها به فرمان ما هدايت مىكردند ( * ( يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ) * ) .
نه تنها هدايت به معنى راهنمايى و ارائه طريق كه آن در نبوت و رسالت وجود دارد ، بلكه به معنى دستگيرى كردن و رساندن به سر منزل مقصود ( البته
هامش
( 1 ) شرح بيشتر در اين زمينه در جلد اول ذيل آيه 124 سوره بقره مطالعه فرمائيد .