در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم : در اين هنگام ابراهيم با خدا چنين راز و نياز كرد :
يا احد يا احد يا صمد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد توكلت على اللَّه
( 1 ) .
اين دعا به عبارتهاى ديگرى در كتب ديگر نيز آمده است .
به هر حال ابراهيم ع در ميان هلهله و شادى و غريو فرياد مردم به درون شعلههاى آتش فرستاده شد ، آن چنان مردم فرياد شادى كشيدند كه گويى شكننده بتها براى هميشه نابود و خاكستر شد .
اما خدايى كه همه چيز سر بر فرمان او است ، حتى سوزندگى را او به آتش ياد داده ، و رمز محبت را او به مادران آموخته ، اراده كرد اين بنده مؤمن خالص در اين درياى آتش سالم بماند ، تا سند ديگرى بر اسناد افتخارش بيفزايد ، چنان كه قرآن در اينجا مىگويد : « به آتش گفتيم اى آتش سرد و سالم بر ابراهيم باش » ( * ( قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ ) * ) .
بدون شك فرمان خدا در اينجا فرمان تكوينى بود همان فرمان كه در جهان هستى به خورشيد و ماه و زمين و آسمان و آب و آتش و گياهان و پرندگان مىدهد .
معروف چنين است كه آتش آن چنان سرد و ملايم شد كه دندان ابراهيم از شدت سرما به هم مىخورد ، و باز به گفته بعضى از مفسران اگر تعبير به « سلاما » نبود آتش آن چنان سرد مىشد كه جان ابراهيم از سرما به خطر مىافتاد ! .
و نيز در روايت معروفى مىخوانيم آتش نمرودى تبديل به گلستان زيبايى شد ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ذيل آيه مورد بحث .
( 2 ) تفسير مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث .