حتى بعضى گفتهاند آن روز كه ابراهيم در آتش بود : « آرامترين و بهترين و راحتترين روزهاى عمرش محسوب مىشد » ( 1 ) .
به هر حال در اينكه آتش چگونه ابراهيم را نسوزاند ، در ميان مفسران گفتگو بسيار است ولى اجمال سخن اين است كه با توجه به بينش توحيدى هيچ سببى بىفرمان خدا كارى از او ساخته نيست ، يك روز به كارد در دست ابراهيم مىگويد نبر ! و روز ديگر به آتش مىگويد مسوزان ! و يك روز هم به آبى كه مايه حيات است فرمان مىدهد غرق كن فرعون و فرعونيان را .
و در آخرين آيه مورد بحث به عنوان نتيجه گيرى كوتاه و فشرده مىفرمايد :
آنها تصميم گرفتند كه ابراهيم را با نقشه حساب شده و خطرناكى نابود كنند ، ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم ( * ( وَأَرادُوا بِه كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الأَخْسَرِينَ ) * ) .
ناگفته پيدا است كه با سالم ماندن ابراهيم در ميان آتش ، صحنه به كلى دگرگون شد ، غريو شادى فرو نشست ، دهانها از تعجب باز ماند ، جمعى آشكار در گوشى با هم در باره اين پديده عجيب سخن مىگفتند ، عظمت ابراهيم و خداى او ورد زبانها شد ، و موجوديت دستگاه نمرود به خطر افتاده ، ولى باز هم تعجب و لجاجت مانع از پذيرش حق به طور كامل گرديد ، هر چند دلهاى بيدار بهره خود را از اين ماجرا بردند و بر ايمانشان نسبت به خداى ابراهيم افزوده شد هر چند اين گروه در اقليت بودند .
نكتهها :
1 - سببسازى و سببسوزى
گاه مىشود انسان در عالم اسباب چنان غرق مىشود كه خيال مىكند اين
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ذيل آيه مورد بحث .