چيز ) و بعد مثال زدن به « دانه خردل » و سرانجام جمله « * ( كَفى بِنا حاسِبِينَ ) * » ( كافى است كه ما حسابگر باشيم ) .
همه اينها دليل بر اين است كه حساب روز قيامت فوق العاده دقيق و خالى از هر گونه ظلم و ستم مىباشد .
در اينكه منظور از ترازوى سنجش چيست ؟ بعضى چنين پنداشتهاند كه در آنجا ترازوهايى همچون ترازوهاى اين دنيا نصب مىشود و دنبال آن چنين فرض كردهاند كه اعمال انسان در آنجا داراى سنگينى و وزن است ، تا قابل توزين با آن ترازوها باشد .
ولى حق اين است كه « ميزان » در اينجا به معنى « وسيله سنجش » است و مىدانيم هر چيزى وسيله سنجشى متناسب با خود دارد ، ميزان الحراره ( گرما سنج ) ميزان الهوا ( هواسنج ) و ميزانهاى ديگر هر يك هماهنگ با موضوعى است كه مىخواهند آن را به وسيله آن بسنجند .
در احاديث اسلامى مىخوانيم : كه ميزانهاى سنجش در قيامت ، پيامبران و امامان و پاكان و نيكانى هستند كه در پرونده اعمالشان نقطه تاريكى وجود ندارد ( 1 ) .
مىخوانيم : السلام على ميزان الاعمال : « سلام بر ميزان سنجش اعمال » ! ( توضيح و شرح بيشتر پيرامون اين موضوع را در جلد ششم صفحه 90 به بعد بيان كرديم ) .
ذكر « موازين » به صورت « جمع » ( جمع ميزان ) نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد چرا كه مردان حق هر يك ميزان سنجشى هستند براى اعمال انسانها ، بعلاوه گرچه همه ممتازند ولى هر يك از آنها امتياز ويژه اى دارند كه در همان قسمت ، الگو و مقياس سنجش محسوب مىشوند .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ج 7 صفحه 252 ( چاپ جديد ) .