چيزى بجوشد و مسلما قرآن و تورات و معجزات انبياء چنين بوده است ( 1 ) .
و « ذكر » هر موضوعى است كه انسان را از غفلت و بيخبرى دور دارد ، و اين نيز از آثار واضح كتب آسمانى و معجزات الهى است .
ذكر اين سه تعبير پشت سر هم گويا اشاره به اين است كه انسان براى رسيدن به مقصد ، نخست احتياج به « فرقان » دارد يعنى بر سر دو راهيها و چند راهيها راه اصلى را پيدا كند ، هنگامى كه راه خود را يافت ، نور و روشنايى و ضياء مىخواهد تا مشغول حركت گردد ، سپس در ادامه راه ، گاه موانعى پيش مىآيد كه از همه مهمتر غفلت است ، نياز به وسيله اى دارد كه مرتبا به او هشدار دهد و يادآور و ذكر باشد .
قابل توجه اينكه : « فرقان » به صورت « معرفه » آمده و « ضياء » و « ذكر » به صورت « نكره » ، و اثر آن را مخصوص متقين و « پرهيزكاران » مىداند ، اين تفاوت تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه معجزات و خطابهاى آسمانى ، راه را براى همگان روشن مىكند ، اما آنها كه تصميم بگيرند و از ضياء و ذكر استفاده كنند ، همگان نيستند ، تنها كسانى هستند كه احساس مسئوليت مىكنند و بهره اى از تقوا دارند .
آيه بعد اين « پرهيزكاران » را چنين معرفى مىكند : « آنها كسانى هستند كه از پروردگارشان در غيب و نهان مىترسند » ( * ( الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ ) * ) .
« و از روز رستاخيز بيم دارند » ( * ( وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ ) * ) .
كلمه « غيب » در اينجا ، دو تفسير دارد : نخست اينكه اشاره به ذات پاك
هامش
( 1 ) در باره معنى « ضياء » و تفاوت آن با « نور » در جلد هشتم صفحه 226 ذيل آيه 5 سوره يونس توضيحات بيشترى دادهايم .