اين ترازوهاى سنجش آن چنان دقيق و منظم است كه گويى عين عدالت مىباشد ( 1 ) .
و به همين دليل بلافاصله اضافه مىكند « : به هيچكس در آنجا كمترين ظلم و ستمى نمىشود » ( * ( فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً ) * ) .
نه از پاداش نيكوكاران چيزى كاسته مىشود ، و نه به مجازات بدكاران افزوده مىگردد .
اما اين نفى ظلم و ستم ، مفهومش اين نيست كه در حساب دقت نمىشود بلكه « اگر به مقدار سنگينى يك دانه خردل كار نيك و بدى باشد ما آن را حاضر مىسازيم » و مورد سنجش قرار مىدهيم ( * ( وَإِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها ) * ) .
« و همين قدر كافى است كه ما حسابگر اعمال بندگان باشيم » ( * ( وَكَفى بِنا حاسِبِينَ ) * ) .
« خردل » گياهى است كه داراى دانه سياه بسيار كوچكى است ، و ضرب المثل در كوچكى و حقارت مىباشد .
نظير اين تعبير در جاى ديگر قرآن به عنوان « مِثْقالَ ذَرَّةٍ » « سنگينى يك ذره » ( يك مورچه بسيار كوچك يا يك جزء كوچك از خاك و غبار ) آمده است ( زلزال آيه 7 ) .
قابل توجه اينكه در قرآن مجيد در شش مورد تعبير به « مِثْقالَ ذَرَّةٍ » و در دو مورد تعبير به « * ( مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ ) * » شده است .
در حقيقت در آيه فوق ، با شش تعبير مختلف ، تاكيدى بر مساله حساب و كتاب دقيق روز قيامت شده است .
كلمه « موازين » آن هم به صورت جمع و سپس ذكر وصف « قسط » و به دنبال آن ، تاكيدى بر نفى ظلم « * ( فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ ) * » و پس از آن ذكر كلمه « شيئا » ( هيچ
هامش
( 1 ) گرچه « موازين » جمع است ، و قسط مفرد است ، ولى با توجه به اينكه قسط مصدر مىباشد ، و مصدر جمع بسته نمىشود ، مشكلى به وجود نمىآيد .