كرد « ( * ( لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً ) * ) ( 1 ) .
« در اين هنگام دعوتكننده الهى ، مردم را به حيات و جمع در محشر و حساب دعوت مىكند و همگى بىكم و كاست ، دعوت او را لبيك مىگويند و از او پيروى مىنمايند » ( * ( يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَه ) * ) .
آيا اين دعوت كننده « اسرافيل » است يا فرشته ديگرى از فرشتگان بزرگ خدا ؟
در قرآن دقيقا مشخص نشده است ، ولى هر كس كه باشد آن چنان فرمانش نافذ است كه هيچكس قدرت بر تخلف از آن را ندارد .
جمله « * ( لا عِوَجَ لَه ) * » ( هيچ انحراف و كجى ندارد ) ممكن است توصيف براى دعوت اين دعوتكننده بوده باشد و يا توصيفى براى پيروى كردن دعوت شدگان و يا هر دو ، جالب توجه اينكه همانگونه كه سطح زمين آن چنان صاف و مستوى مىشود كه كمترين اعوجاجى در آن نيست ، فرمان الهى و دعوتكننده او نيز آن چنان صاف و مستقيم و پيروى از او آن چنان مشخص است كه هيچ انحراف و كجى در آن نيز راه ندارد .
« در اين موقع اصوات در برابر عظمت پروردگار رحمان خاضع مىگردد و جز صداى آهسته ، چيزى نمىشنوى » ( * ( وَخَشَعَتِ الأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « عوج » به معنى كجى و گودى است ، و « امت » به معنى زمين مرتفع و تپه است ، بنا بر اين آيه مجموعا چنين معنى مىدهد كه در آن روز هيچگونه پستى و بلندى در زمين ديده نمىشود .
( 2 ) « همس » ( بر وزن لمس ) آن چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد به معنى صداى آهسته و پنهان است ، و بعضى آن را به صداى آهسته پا ( پاهاى برهنه ) تفسير كردهاند ، و بعضى به حركت لبها ، بىآنكه صدايى از آن شنيده شود كه تفاوت زيادى با هم ندارد .