كرده سپس بر باد مىدهد « ! ( * ( فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً ) * ) ( 1 ) .
از مجموع آيات قرآن در مورد سرنوشت كوهها چنين استفاده مىشود كه آنها در آستانه رستاخيز مراحل مختلفى را طى مىكنند :
نخست به لرزه در مىآيند ( يَوْمَ تَرْجُفُ الأَرْضُ وَالْجِبالُ - مزمل - 14 ) .
سپس به حركت درمىآيند ( وَتَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً - طور - 10 ) در سومين مرحله از هم متلاشى مىشوند و به صورت انبوهى از شن درمىآيند ( وَكانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا - مزمل - 14 ) .
و در آخرين مرحله آن چنان طوفان و باد آنها را از جا حركت مىدهد و در فضا مىپاشد كه همچون پشمهاى زده شده به نظر مىرسد ( وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ - قارعه - 5 ) .
آيه بعد مىگويد : با متلاشىشدن كوهها و پراكنده شدن ذرات آن ، « خداوند صفحه زمين را به صورت زمينى صاف و مستوى و بىآب و گياه درمىآورد » ( * ( فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ) * ) ( 2 ) .
« آن چنان كه در آن هيچگونه اعوجاج و پستى و بلندى مشاهده نخواهى
هامش
( 1 ) ماده « نسف » در لغت به معنى ريختن دانههاى غذايى در غربال و تكان دادن و باد دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود ، و در اينجا اشاره به متلاشى شدن و خرد شدن كوهها و سپس بر باد رفتن آنها است .
( 2 ) « قاع » زمين صاف و مستوى است و بعضى آن را به محلى كه آب در آن جمع مىشود تفسير كردهاند ، و اما « صفصف » گاهى به معنى زمينى كه خالى از هر گونه گياه است تفسير شده ، و گاه به معنى زمين صاف ، و از مجموع اين دو وصف استفاده مىشود كه در آن روز ، كوهها و گياهان همگى از صفحه زمين محو مىشوند و زمينى صاف و ساده باقى ميماند .