تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و به اين ترتيب احاطه علمى خداوند هم نسبت به اعمال آنها است و هم نسبت به جزاى آنها ، و اين دو در حقيقت دو ركن قضاوت كامل و عادلانه است ، كه قاضى هم از حوادثى كه رخ داده كاملا آگاه باشد و هم از حكم و جزاى آن . « در آن روز همه مردم در برابر خداوند حى قيوم ، كاملا خاضع مىشوند » ( * ( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) * ) . « عنت » از ماده « عنوة » به معنى خضوع و ذلت آمده ، لذا به اسير ، « عانى » گفته مىشود ، چرا كه در دست اسيركننده ، خاضع و ذليل است . و اگر مىبينيم در اينجا خضوع به « وجوه » ( صورتها ) نسبت داده شده ، به خاطر آن است كه همه پديده‌هاى روانى از جمله خضوع نخستين بار ، آثارش در چهره انسان ظاهر مىشود . اين احتمال را نيز بعضى از مفسران داده‌اند كه « وجوه » در اينجا به معنى « رؤساء » و سردمداران و زمامداران است كه در آن روز همگى در پيشگاه خدا ذليل و خاضع مىشوند ( ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد ) . انتخاب صفت « حى و قيوم » از ميان صفات خدا در اينجا به خاطر تناسبى است كه اين دو صفت با مساله رستاخيز كه روز حيات و قيام همگان است دارد . و در پايان آيه ، اضافه مىكند : « مايوس و نوميد از ثواب الهى كسانى هستند كه بار ظلم و ستم بر دوش كشيدند » ( * ( وَقَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ) * ) . گويى ظلم و ستم همچون بار عظيمى است كه بر دوش انسان سنگينى مىكند و از پيشرفت او به سوى نعمتهاى جاويدان الهى بازمىدارد ، ظالمان و ستمگران چه آنها كه بر خويش ستم كردند ، يا بر ديگران ، از اينكه در آن روز ، با چشم خود مىبينند ، سبكباران به سوى بهشت مىروند اما آنها زير بار سنگين