الهى را در سطح جامعه پرتوافكن سازد ، تكيه بر كلمه « كثيرا » نشان مىدهد كه مىخواهد آن را همگانى و عمومى سازد و از اختصاص به دايره محدودى درآورد .
5 - پيامبر اسلام همان خواستههاى موسى را تكرار مىكند -
از رواياتى كه در كتب دانشمندان اهل سنت و تشيع وارد شده استفاده مىشود كه پيغمبر اسلام ص نيز همين مسائل را كه موسى براى پيشبرد اهدافش از خدا خواسته بود تمنا كرد ، با اين تفاوت كه به جاى نام « هارون » ، نام « على » ع را نهاد ، و چنين عرض كرد :
اللهم انى اسالك بما سالك اخى موسى ان تشرح لى صدرى ، و ان تيسر لى امرى ، و ان تحل عقدة من لسانى ، يفقهوا قولى و اجعل لى وزيرا من اهلى ، عليا اخى ، اشدد به ازرى ، و اشركه فى امرى ، كى نسبحك كثيرا نذكرك كثيرا ، انك كنت بنا بصيرا :
« پروردگارا ! من از تو همان تقاضا مىكنم كه برادرم موسى تقاضا كرد از تو مىخواهم سينهام را گشاده دارى ، و كارها را بر من آسان كنى ، گره از زبانم بگشايى ، تا سخنانم را درك كنند ، براى من وزيرى از خاندانم قرار دهى ، برادرم على ع را خداوندا پشتم را با او محكم كن ، و او را در كار من شريك گردان تا تو را بسيار تسبيح گوئيم و تو را بسيار ياد كنيم كه تو به حال ما بصير و بينايى » .
اين حديث را « سيوطى » در تفسير « در المنثور » و « مرحوم طبرسى » در « مجمع البيان » و بسيارى ديگر از دانشمندان بزرگ سنى و شيعه با تفاوتهايى نقل كردهاند .
مشابه اين حديث ، حديث منزله است كه پيامبر ص به على ع فرمود :
ا لا ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى ، الا انه ليس نبى بعدى :
« آيا راضى نيستى كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز اينكه پيامبرى بعد از من نخواهد بود » .
اين حديث كه در كتب درجه اول اهل تسنن آمده و به گفته محدث بحرانى