مذهب دارند و آن را در خدمت طغيانگران و استعمار پيشگان مىدانند .
ممكن است گفتار آنها در باره مذاهب ساختگى تخديرى صحيح باشد ، ولى تاريخ انبياى راستين با صراحت تمام ، پندارهاى واهى آنها را در مورد مذاهب آسمانى صد در صد نفى مىكند ، مخصوصا قيام موسى بن عمران شاهد گويايى است در اين رابطه .
3 - براى هر كار برنامه و وسيله لازم است -
درس ديگرى كه اين فراز از زندگى موسى به ما مىدهد اين است كه حتى پيامبران با داشتن آن همه معجزات براى پيشرفت كار خود ، از وسائل عادى ، كمك مىگرفتند ، از بيان رسا و مؤثر از نيروى فكرى و جسمى معاونان .
بنا نيست كه ما در زندگى هميشه در انتظار معجزهها باشيم ، بايد برنامه و وسائل كار را آماده كرد و از طرق طبيعى به پيشروى ادامه داد ، و آنجا كه كارها گره مىخورد بايد در انتظار لطف الهى بود !
4 - تسبيح و ذكر -
چنان كه در آيات فوق خوانديم ، موسى هدف نهايى خواستههاى خود را اين قرار مىدهد كه « تو را بسيار تسبيح كنيم و تو را بسيار ياد نمائيم » .
روشن است « تسبيح » به معنى پيراستن خداوند از تهمت « شرك و نقائص امكانى » مىباشد ، و نيز روشن است كه منظور موسى ع آن نبوده كه جمله « سبحان اللَّه » را پشت سر هم تكرار كند ، بلكه هدف پياده كردن حقيقت آن در جامعه آلوده آن زمان بوده است ، بتها را برچيند ، بتخانهها را ويران كند ، مغزها را از افكار شركآلود بشويد ، و نقائص مادى و معنوى را بر طرف سازد .
به دنبال آن ، ذكر خدا ، ياد او ، ياد صفات او را در دلها زنده كند و صفات