اين معانى از ذات پاك او دور است .
به همين دليل در آيه بعد مىگويد : « تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند بنده اويند و سر بر فرمانش » ( * ( إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً ) * ) .
و با اينكه همه بندگان جان و دل بر كف او هستند ، نيازى به اطاعت و فرمانبردارى آنها ندارد بلكه آنها هستند كه نيازمندند .
« او همه آنها را شماره كرده است و دقيقا تعداد آنها را مىداند » ( * ( لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا ) * ) .
يعنى هرگز تصور نكنيد كه با وجود اينهمه بندگان چگونه ممكن است حساب آنها را داشته باشد ، علم او بقدرى وسيع و گسترده است كه نه تنها شماره آنها را دارد بلكه از تمام خصوصيات آنها آگاه است ، نه از حوزه حكومت او مىتوانند بگريزند و نه چيزى از اعمالشان بر او مكتوم است .
و همه آنها روز رستاخيز تك و تنها در محضر او حاضر مىشوند « ( * ( وَكُلُّهُمْ آتِيه يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً ) * ) .
بنا بر اين هم مسيح ، هم عزير ، هم فرشتگان و هم تمامى انسانها مشمول اين حكم عمومى او هستند با اين حال چه نازيبا است كه فرزندى براى او قائل شويم ، و چه اندازه ذات پاك او را از اوج عظمت به پائين مىآوريم و صفات جلال و جمال او را انكار مىكنيم اگر نسبت فرزندى به او بدهيم . ( 1 )
هامش
( 1 ) در باره نفى فرزند از خدا در جلد اول ذيل آيه 116 بقره ، و در جلد هشتم ذيل آيه 68 نيز بحث كردهايم .