نه شبيه و مانندى دارد ، و نه نياز به فرزند ، و نه عوارض جسم و جسمانيت ، گويى تمام عالم هستى كه بر پايه توحيد بنا شده است از اين نسبت ناروا در وحشت و اضطراب فرو مىروند .
لذا در آيه بعد اضافه مىكند « نزديك است آسمانها به خاطر اين سخن از هم متلاشى گردد و زمين شكافته شود و كوهها به شدت فرو ريزد » ! ( * ( تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ) * ) .
باز براى تاكيد و بيان اهميت موضوع مىگويد : « به خاطر اينكه براى خداوند رحمان فرزندى ادعا كردند » ( * ( أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً ) * ) .
اينها در حقيقت خدا را به هيچوجه نشناختهاند و گرنه مىدانستند « هرگز براى خداوند رحمان ، سزاوار نيست كه فرزندى برگزيند » ( * ( وَما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً ) * ) .
انسان فرزند را براى يكى از چند چيز مىخواهد :
يا به خاطر اين است كه عمر او پايان مىپذيرد ، براى بقاء نسل خود نياز به توليد مثل دارد .
يا كمك و يار و ياورى مىطلبد ، چرا كه نيرويش محدود است .
يا از تنهايى وحشت دارد ، مونسى براى تنهايى مىجويد .
يا به هنگام پيرى و ناتوانى ، يار و كمككارى جوان مىخواهد .
اما هيچيك از اين مفاهيم در باره خدا معنى ندارد ، نه قدرتش محدود است ، نه حيات او پايان مىگيرد ، نه ضعف و سستى در وجود او راه دارد و نه احساس تنهايى و نه نياز .
از اين گذشته داشتن فرزند ، نشانه جسم بودن و همسر داشتن است و همه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٠